خانه :: آرشيو :: تماس


« من و خدا | Main | اوی مهربانی »

نوشتن از خود
جمعه ۱۲ خرداد ۸۵



از تنهایی مگریز، به تنهایی مگریز، گهگاه آن را بجوی و تحمل کن، و به آرامش خاطر مجالی ده. (مارگوت بیکل)

من می نویسم همه آنچه که توی ذهنم می آید، به تصویر می کشم واژه های را که تنهاییم را پر کرده اند، من از تمام آنچه در من وجود دارد می نویسم، و تو میخوانی، تویی که میدانم نیستی، و من منتظرت نیستم، من یک صفحه سفید دارم برای کشیدن تصویر تو وقتی داری بمن لبخند میزنی و چشمهایت پر از برق شادیست....

عاشقانه ندارم/ اما عاشق هستم/ عاشقانه نمی نویسم/ اما عشق را به تصویر می کشم...

پ ن :

1- فیلم باغهای کندلوس رو دیدم، چقدر دیالوگهاش دلنشین بود. بالاخره بعد از مدتها که دلم هی میخواست برم کافه تیتر.. امروز موفق شدم، فوق العاده بود، همه چیز عالی و خوب. عکس هم برای کافه تیتر.
2-به زمین نگاه می کنم، و می بینم که چقدر غریب است، همه نگاهها همیشه به آسمان بوده است، و کسی زمین را نمی بیند، فقط پاهایمان هر روز، روزی هزاربار آن را حس میکند، خیلی بی رحمیست که بخواهیم فراموشش کنیم، من زمینم را با هیچ آسمان بی نوری عوض نمی کنم.
3-در این دنیا جز شادی هیچ چیز برایم جالب نیست."شادی" همان وسعت زندگی را در نظرم دارد. چیزهای درخشانی هست که شادی اند مثل قطره اشکی بر چهره ای یا آلاله ای طلایی در علفزار. واقعا" بین این دو نورافشانی می توان فرقی گذاشت. (کریستین بوبن)
4-شما نیازمند به خدا هستید. (فاطر /15)

( بعدازظهر ۹:۴۹ ) . ( نظرات [50] )
........................................................................................

[ Top ]

 

پيوند ها

 


 

 

دوستان

 

 

طراحی و اجرا

گروه طراحی Webprov

RSS Ver 1.0 Syndication

Jablogi.com

 

Copyright© Webprov.ir 2005
 Designed and provided by
WebProv Team