يک روز من

عاشقان راستين هر لحظه با معجزه اي روبرويند،
هر چه بيشتر ايثار كنند،
بيشتر و بيشتر از چشمه گرانقدر و نيروبخش عشق سيراب مي شوند
چشمه اي كه راز توانائي گلها و كودكان است.

(رينر ماريا ريلكه)

هميشه روزهاي اول مهر آدم ناخودآگاه ياد مدرسه، درس و معلم مي افته، و چقدر شيرين و دلنيشينه اين يادآوريها، ما كه خيلي وقته درس و مدرسه رو رها كرديم و بقولي ديگه وارد دانشگاه شديم و بزرگ شديم، ولي آدم توي هر سني كه باشه وقتي پشت ميز و نيمكت مي شينه شيطنتهاي دوران مدرسه توي وجودش شكوفا ميشه و ياد اون روزها مي افته ولي هيچوقت اون پاكي رو كه توي دوران دبستان وجود داشته توي هيچ دوراني پيدا نمي كني...!

"خداوند به من گفت : اي ارميا، چه مي بيني؟
گفتم: شاخه اي از درخت بادام.
گفت : نيكو ديدي، من آن جا كلام خود را خواهم رساند."
(باب اول، كتاب ارمياي نبي/ اسفار عهد عتيق)

روزهــاي اول دانشــگاه است توي كلاس نشستيم و استاد داره درس "حقوق ارتباط جمعي" را تدريس مي كند، و با صداي تقريبا بلند مي گويد، بچه ها توي بحث آزادي مهمترين عنوان "آزادي فكري" است كه عبارتست از آزدي هاي ايدئولوژيك كه در حوزه اي انديشه، عقيده، مذهب، بيان، قلم قرار گيرد و در "حقوق ارتباط جمعي آزادي هاي فكري" را به دو صورت بيان مي كنند "آزادي مطبوعات" و "آزادي ارتباطات" كه در هر دو نوع كلمه آزادي موج ميزند ولي وقتي از استاد سوال مي كنيم كه واقعا توي كشور ما آزادي مطبوعات و ارتباطات وجود داره مي گويد كه "دانشگاه محل ايده آلهاست، ما بايد آيده آلها رو رعايت كنيم" و چه جواب قانع كننده اي...!

1: فرياد ارميا سنگر را لرزاند. درد كمر را فراموش كرد. با دو خيز خودش را به مصطفي رساند چشمهايش به تاريكي عادت كرده بود. مردمك چشم ارميا، از ترس بود يا از شوك آني، در كاسه چشمش جا نمي شد، سر مصطفي را با دست بالا آورد. احساس كرد الان است كه سر جدا شود. اگر نور به اندازه كافي بود، دستي را كه با آن كمر مصطفي را گرفته بود، از روي سينه و از داخل گشادگي راه عبور تركش مي ديد. لبخندي غريب روي چهره مصطفي نشسته بود. از نوعي كه ارميا را بي اختيار هر چند نديده بود، به ياد لبخند عيسي روي صليب مي انداخت. (برگرفته از كتاب ارميا نوشته رضا اميرخاني) از زماني كه اين كتاب را خواندم نگاهم به جنگ و جبهه كاملا عوض شده و چقدر آدمهاي آن زمان انسانهاي بزرگي بودند.
2 : در سپيده دم يك روز پاييزي در ترنم صداي گل و پرندگان و در طنين نام خدا، يك تكه گوشت خيس از نور تو جان گرفت و شد يك موجود زميني، اين موجود زميني در يك روز و به خواست تو رشد كرد و شد يك انسان و تو زندگي جديدي به اون هديه كردي... خدايا بخاطر اين همه سال فرصت و بخاطر همه هديه هاي خوبي كه بهم دادي سپاسگزارم...! يكسال ديگه گذشت و زندگي جديد من آغاز شد...!
3 : ... و فرشته ي خداوند در شعله هاي آتش از ميان بوته يي بر وي ظاهر شد... خدا از ميان بوته به وي ندا در داد و گفت: اي موسي! من مصيبت قوم خود را كه در مصرند، ديدم و استغاثه ي ايشان را از دست سركاران ايشان شنيدم، زيرا غمهاي ايشان را ميدانم. (تورات/ سفر حج)

در تاريخ 5 مهر 1384 2:37 بֽظֽ|| نظرات (24)


نظرات

تست ميکنم

براي آزادي...

وقتي كه زبان از لب مي ترسيد
وقتي كه قلم از كاغذ شك داشت
حتي حتي حافظه از وحشت در خواب سخن گفتن مي آشفت
ما نام تو را در دل
چون نقشي بر ياقوت
مي كنديم ...

و اما روز هاي من : مدتي است كه روز هاي خوب تحصيل گذشته و روزمرگي و يكنواختي كار ؛آن نشاط جواني را گرفته و تنها پياده روي عصر يا ديدن يك فيلم است كه احساس كنم هنوز ذهنم زنده است... جسم كه جيفه اي بيش نيست...

زندگي جديدت همراه با رسيدن به ايده آلها باد، حتي در زندگي روزانه و نه فقط در دانشگاه، آمين

التماس دعا....

در مقايسه با نوشته اخير شما ؛ دريافتم كه حرفها و نوشته هايم چقدر انرژي منفي دارد و مي بايست بازنگري در اين روح انجام دهم!!!در هر صورت بابت اين تلنگر! متشكرم:)

برایت روزهای خوب و پر از خاطرات شیرین آرزو دارم نازنینم...

تولدت مبارك! هزارتا.......

سلام.توبدتون مبارك.....يادتون نره من رو هم دعا كنيد...

به موفقیت نزدیک باشی و از روزمرگی دور

زيبا و با محتوا بود
موفق باشي

سارا جون (؟) شما كه طرفدار داري و كسي رو داري كه باهاش بري انقلاب. ما چي؟؟؟؟؟

sara jan salam tavallodet mobarak!enshallah ke mosaferat khosh migzare!take care!

توسط: AilAr | 10 مهر 1384 0:24 بֽظֽ

تولدت مبارك عزيزم برات بهترينها رو آرزو ميكنم . هميشه شاد و ژر اميد باشي

از ایدئالیست یا بودن تو زندگیم فقط ضربه دیدم و بس. از واقعگرایی چیزی جز حقیقت تلخی که همیشه با بقیه فرق دارم چیزی دستگیرم نشد. منطق بهم میگه بدبینی و خوشبینی هم چیزی جز اتلاف عمر با ارزش نیست. به نظر من آدم باید یه بدبین سازنده باشه(Constructive Pessimist) سازنده بودن، مفید بودن، ارزش دار بودن، اینا اصله. و البته این نظر منه!

چرا من اپديت ميكنم تو ليستت نميام بالا؟

مرسي از تک تک شما عزيزان

ريكله رو اساسي حاليديم!

ميخواستم گلايه كنم كه چرا دير به دير آپ ميكني. حالا فقط ميگم: تولدت خيلي خيلي مبارك.

اين آي دي ياهوي من رو داشته باش! اگه ياهو مسنجر استفاده نميكني يه شماره تماس بده از خودت(ميل كن)!

سلام...
وبلاگ جالبي داري... خوشحال مي شم به منم سر بزني.

موفق باشي

سلام. خيلي زود تر از اين بايد مي اومدم و عرض ادب مي كردم ولي خب نتونستم و نشد. متن جالب و قشنگي بود و تولدت مبارك. شاد باشيد . . . ياعلي.

توسط: بچه كلاغ | 16 مهر 1384 7:37 قֽظֽ

سلام. ممنون كه به بچه كلاغا سر زدي. خيلي زود تر از اين بايد مي اومدم و سر ميزدم ولي نشد و نتونستم. متن جالب و قشنگي بود. تولدت مبارك. شاد باشيد . . . ياعلي.

توسط: بچه كلاغ | 16 مهر 1384 7:41 قֽظֽ

سايت قشنگي داري .موفق باشي



ارسال نظر

نظر شما پس از تأیید مدیریت وبلاگ به نمایش در خواهد آمد





Designed By: Hadi Mohammadi & jablogi