چشمان ماه

چشمان تو تقصيري ندارد، حتي ماه هم كه از آن بالا دارد مرا مي بيند، هيچ تقصيري ندارد، تقصير اين هواي سرد هم نيست، كه اين اتاق هميشه سرد است، و من روي اين تخت چوبي سرد خواب هيچ مي بينم، و تو كه از پشت آن همه ابر سفيد مرا نظاره ميكني، من قول ميدهم هر روز اين پنجره را باز كنم، و هر غروب جاي پايت را آب و جارو كنم...! پ ن : 1- بقول صائب :"هر چند كه نيست در دل ما نوشتي، از اشك خود دو سطر، به ايما نوشته ايم" گاهي نوشتن سخت ميشود، وقتي كه نميداني براي كي و از چي بايد بنويسي، مي ماني از درد بنويسي يا از شادي و يا اينكه از روزهاي معمولي زندگي، اينطور ميشود كه باز پناه ميبري به ماه هميشه مهربان...! عکس از خودم. 2- من ممكن است نتوانم اين تاريكي را از بين ببرم ولي با همين روشنايي كوچك فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان ميدهم و كسي كه به دنبال نور است، اين نور هر چقدر هم كوچك باشد در قلب او بزرگ خواهد بود. (دكتر چمران) 3- و او خدايي است كه بادها را براي بشارت پيشاپيش باران رحمت خود فرستاد، و از آسمان آبي طاهر و مطهر نازل كرديم (فرقان/48)
در تاريخ 2 بهمن 1384 8:55 قֽظֽ|| نظرات (0)


نظرات


ارسال نظر

نظر شما پس از تأیید مدیریت وبلاگ به نمایش در خواهد آمد





Designed By: Hadi Mohammadi & jablogi