
من دیشب به هنگام راز و نیاز
میان دانه های تسبیح
فرشته ای دیدم، که برایم
دست تکان میدهد..
اینجا روی میز من پر از کاغذهای رنگی موج میزند، و روی هر کدام کلمه ای نوشته شده است، که دنیای معنا دارند، خدا، مادر، پدر، عشق، دوست، خواهر، برادر، محبت، مهربانی، خوبی، شادی، خنده، بوسه، آغوش و ... بین این همه کاغذهای رنگی یک کاغذ سیاه هست که نام تو را نوشته ام و یک کاغذ سفید که نام خودم را ثبت کرده ام و دستهایم را هی به هوای دستهای تو می کشم روی کاغذ سیاه و دستهای تو را لمس می کنم شاید اینطوری کمی دستهایم گرم شود...
من دیشب به هنگام راز و نیاز با خدایم
دیدم که فرشته ای چند قدم جلوتر از من ایستاده
و خدایم از ته چشمان فرشته
به من لبخند میزند ...
پ ن 1: امشب تو را بیشتر از همیشه و هر وقت دیگر میخواهم، میخواهم اینجا باشی و من در کنارت قدم زنان تا ته این جاده را برویم و طوری دستهایم را در دستهایت گره بزنم که عرقهای دستهایمان یکی شود، و نفسهایمان آنقدر تند بزند که خدا هم صدایش را بشنود.
پ ن 2 : متن بالا نوشته های رنگی ذهن من، عکس هم امروز از نمایشگاه صنایع دستی غرفه تبریز گرفتم.
پ ن 3 : خوش دارم که در نیمه های شب، در سکوت مرموز آسمان و زمین، به مناجات برخیزم، با ستارگان نجوا کنم، و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم، از مرزهای عالم وجود درگذرم، و در وادی فنا غوطه ور شوم، و جز خدا چیزی را احساس نکنم. (دکتر چمران)
پ ن 4 : ای اهل ایمان، در پیشرفت کار خود از صبر و مقاومت کمک گیرید. (بقره/ 153)
انسانهاي خاكستري را نمي توان بر كاغذ هاي سياه يا سفيد نامشان را با اصالت رنگ نوشت
عجب نيازي اين گاهي تمام وجود ادم رو ميگيره و با تمام خواهشي كه داره هيچ چيز جوابگو نميشه و تكراري ميشه بر شبهاي ديگه و داغي دوباره تازه ميشه .
يا حق
سلام....خوبی....
خدا / خدا / خدا و مادر كه مهربان ترين نشانه مهرباني خداست/ چه كاغذ رنگيهاي خوبي
هيچ چيز بهتر است؟!؟! چه ميگوئي؟ اينجا مرا به صلابه مي كشند....نكرده گناه دارم مي زنند به هيچ.....هيچ چيز بهتر است....آري بهتر است!!
من فرشته ام را میخواهم... دلم برای چشمانش تنگ شده...
سلام.
صبر رو خيلي موافقم.
نوشته ها هم مثل هميشه عالي.
خوش باشي.
مرسی از تک تک شما عزیزان
سلام سارا جان. پينوشت دو ات يه نفيس ميخواست كه من كشيدم. چاكريم. باي باي.
:)
سیاه و سفید رو عشق است پس مشکی رنگ عشقه :دي ... با راه رفتن كه به نفس نفس نميفتي ولي با دويدن شايد (شايد همه منظور ديگه اي داشتي از اون نفس تند! اي كلك) ... بابا اينقدر ميري پيش خدا اونكه ديگه مارو تحويل نميگيره خب باشه صبر و مقاومت ميكنم ... خيلي آرام بود ايندفعه و يعني توي انتظارت بي تابي نديدم اينه خوبه .
چرا سياه؟
چرا سياه؟!
چرا سياه؟!؟
سلام. وقتي خيلي اتفاقي از طريق چند لينك پياپي به سايت شما رسيدم و چند پستش را خواندم بي نهايت لذت بردم از خواندن شان: تركيب زيبايي از بوبن تا چمران... واقعا دست مريزاد!
راستي كاش مي شد به لحظه اي رسيد كه در پ.ن3 توصيف شده كاش!
نوشته رنگي ات كه خيلي زيبا هست ... به اين پريسا خانم : يه جورايي ميشه گفت سياه قشنگ ترين رنگه
راستي اين تجمع چي شد من هم با اس ام اس دعوت شده بودم اما نشد برم ...
سياه رنگ گرميه . عكست هم فوق العاده بود :)
يا هو
و آنگاه كه در منتهاي غرور و نخوت خداي را به محاكمه كشيده بوديم و از سر طغيان وعصيان وجود لايزالش را منكر شديم كسي آرام در گوشمان زمزه كرد
انا ربكم الاعلي و انا ارحم و الراحمين
سارا جان نوشته هات هميشه گيرا وصميمي است
خسته نباشي
خدا كند كه هميشه عاشق بماني
يا حق
پانوشت 3و4 خيلي زيبا بودن..
نوشته هاي ذهن رنگي بهتره يا نوشته هاي رنگي ذهن!؟
از نوشته هاي همگي ممنونم...
مطلب جالبيه....جالبه كه هميشه يه آيه قران آخرش مياري
دلم براي لحظه هاي رنگي لك زده.
« و خدایم از ته چشمان فرشته
به من لبخند میزند ... »
خیلی قشنگه!
از اوج آسمانها يك شب مرا صداكن ...... زيبا بود.خيره به جايي دور همه انسانها را به حيرت فرو برده است.موفق باشيد.
...واي! چرا نمي توانم اين عكس را دوست داشته باشم؟!!...حايل من و آسمان،اين سقف است...
سلام سارا جان...زيبا بود!
مرسي از همه شما عزيزان
پريسا یکشنبه 28/3/1385 - 13:52
سلام سارا ... در مورد مطلب پايين من اون روز از اونجا داشتم رد می شدم .... همين که اومدم با موبايل عکس بگيرم رانند تاکسی گفت خانم اين کار و نکن ... اونا انصاف ندارن .. نمی دونن که شما بی خبر از همه جا فقط کنجکاوين که بدونين تو مملکت چی می گذره .. اونا پدر همه رو در می يارن ... نمی دونم قضيه چی بود اما خيلی تاسف برانگيز بود ... من يه رهگذر چيز زيادی نديديم اما همون چند دقيقه کلی ...................................
به من شکفتن و باريدن و سپيد شدن
به من زمستان بودن ميان گلدانها
به من سکوت بياموز
ای برهنه تاک*
اينجا آرامش داره... مثل شب
دلم تنگ شده
دوستت دارم خانوم... همين!
از حضور تک تک شما عزيزان سپاسگزارم
سلام.بانو من هر وقت مي آم اينجا مي ترسم .. نه اينكه ترس باشه اما خب حيرت مي كنم بس كه فكر مي كنم آخه چقدر وقت داري كه اينقدر با سليقه مداوم و تخصصي وبلاگ نويسي رو ادامه مي دي..يه احسنت از ته دل داري ..
به اين وب نوشت هام هم سري بزنيد ببينيد مقبولتون هست يا نه؟:)
و اين هم كه هر 5 روز يه بار به روز ميشه...و اگه تمايل داريد آي ديتون رو برام بفرستيد كه وقت به روز شدن بهتون اطلاع بدم..
سايت اصلي رو هم كه يادم رفت ايشالا بنويسم گرچه لطف كردين و توي لينكاتون هست...خوشحالم كه هميشه ميخونيد نوشته هامو..
هر انديشه در ذهنم،
هر شوري در قلبم،
هر حركتي در وجودم،
هر حسي و احساسي،
هر ياخته تنم و هر قطره خونم،
همه و همه از آن توست،
مطلقا از آن توست.
بي آن كه چيزي از آن من باشد،
تو مي تواني در مرگ و زيستنم حكم براني.
آدوميد
تعبير نازك غمناكي بود دختر.
احساس لمس نزديكي با خدايت
استوار ...
سلام . پ ن 1: احساس فوق العاده اي بهم ميده. همين طور ترجمه هاي هميشگيت آخر نوشته هات.
موفق باشي
سلام خوش حال ميشم از نظرات شما در مورد وبلاگم استفاده كنم !!!
سلام
خوشحال ميشم از نظر شما در مورد وبلاگم بهرمند بشم !!!
فكر ميكنم هر دوي ما كارگران فرهنگ هستيم.
لحظات رنگي دوست داشتني آغشته به اسمش !
لحظات رنگي دوست داشتني آغشته به اسمش !
مرسي از تک تک شما عزيزان
عشق. خدا. مادر...