برق چشمهایش

توی چشمای خسته ی مرد میشد خیلی چیزها رو دید، چیزهای که شاید توی چشمهای هیچ آدم دیگه پیدا نشه، من هر چند سال به چند سال این مرد رو می بینم، و جرأت نگاه کردن به چشمهایش را ندارم، آنقدر بزرگ هست که هر کسی نمیتواند به راحتی به چشمهای او نگاه کند، نگاه کردن به چشمهایش جرأت میخواهد و شهامت...
اونهای که جرأت نگاه کردن به چشمهای مرد را داشته اند می گویند، او آنقدر مقدس است که وقتی به چشمهایش نگاه می کنی برق چشمایش تا مدتها چشمهایت را نورانی می کند...
دلم عجیب برای اون چشمها تنگ شده بود ولی این بار هم جرأت نگاه کردن به چشمهایش را نداشتم!

پ ن 1: در تمام مدتی که توی راه بودم، نگاهت رو یه لحظه هم نتونستم فراموش کنم، وقتی خــداحافظی همیشه نگاهــها عمیــق میشود، نگاهها نورانی میشود، نگاهها برای همیشه در ذهن می ماند، موقع خداحافظی نگاهها خواستنی تر میشود.
پ ن 2 : آدمها توی وجودشون پر از رنج، درد و زخم است، ما باید گاهی این فرصت رو بدهیم که آدمها برای یکبار هم که شده همه این رنجها، دردها و زخمها رو بیرون بریزند هر چند که ما خودمان پر از درد، رنج و زخم باشیم، شاید کمی التیام پذیریم. (عکس کوچصفهان)
پ ن 3: گویی من دست هایم را روی قلب عریان زندگی گذشته ام. من حاضرم که همه کتاب هایم، حتی کتاب آینده ام نابود شوند، اما این جمله به یادگار بماند :"من میخواهم یک بار هم که شده، یک روی دوست داشتن و پرواز همیشگی قلب را در درون نو تجربه کرده باشم." ممکن است همه چیز از من گرفته شود اما این جمله در درون من نوشته شده است. (کریستین بوبن/ نور دنیا)
پ ن 4: و تنها خدا بر غیب آسمانها و زمین آگاه است و بس... (سوره نحل/77)

در تاريخ 24 تیر 1385 10:42 بֽظֽ|| نظرات (42)


نظرات

واقعاَ موافقم، با اینکه گاه خودمون پر از رنج و دردیم باید گوش شنوایی باشیم برای درد و رنج دیگران باشد که خودمون هم التیامی پیدا کنیم ...

سلام.
چشم ها هميشه براي گفتن حرف دارن.فقط بايد دقيق بشي.
خوش باشي.

سلام.
چشم ها هميشه براي گفتن حرف دارن.فقط بايد دقيق بشي.
خوش باشي.

واقعاً موافقم، و با اینکه گاهی پر از درد و گرفتاری هستیم ولی همچنان پوش شنوایی داریم و دیگران این فرصت رو پیدا میکنن تا سنگ صبورشون بشیم خودمون هم التیامی پیدا میکنیم ...

واقعاً موافقم، و با اینکه گاهی پر از درد و گرفتاری هستیم ولی همچنان گوش شنوایی داریم و دیگران این فرصت رو پیدا میکنن تا سنگ صبورشون بشیم خودمون هم التیامی پیدا میکنیم ...

سلام.
چشم ها هميشه براي گفتن حرف دارن.فقط بايد دقيق بشي.
خوش باشي.

واقعاً موافقم، و با اینکه گاهی پر از درد و گرفتاری هستیم ولی همچنان پوش شنوایی داریم و دیگران این فرصت رو پیدا میکنن تا سنگ صبورشون بشیم خودمون هم التیامی پیدا میکنیم ...

اون چيزي كه تو در چشمهاي ان مرد ديدي بر ميگرده به وجود خودت نه و خود تو هستي كه به ان چيز يا شي يا شخص روح مي دهي و و هستي و روح توست را كه دنيا تعريف ميكند و همه انسانها به يك مدل هستند . ما هستيم كه بر اساس وجودمان براي اينها برچسب خوب يا بد مي گذاريم .......

بايد ديد و گشت وعاشق شد.. مرسي از حضورتون

رسيدن به خير كيجا :D

توسط: mohammad | 25 تیر 1385 0:56 قֽظֽ

وقتي متني رو مي خوني كه باهاش احساس نزديكي زيادي مي كني و فقط ميخواي تشكر كني از نويسنده اش چه كامنتي بايد نوشت؟ فكر كنين من همونو نوشتم! من هر بار به اميد خوندن يه جمله قشنگ از خودتون و بعد از بوبن به اينجا ميام. به اميد دريافت كمي نور...
راستي چون شما مخالفت نكردين من لينكتون كردم!

كاش بيشتر درباره آن مرد مينوشتيد.

چه زیبا... عاشق نگاه نورانی شدن و نور گرفتن و خود، نورانی شدن... پاینده باشید.

گفت:
ما را عاجز كردند!

- آن مي گويد: (خدا) بر عرش است!
- اين مي گويد: منزه است از مكان و جاي!

-سرگردان شديم..

:"من میخواهم یک بار هم که شده، یک روی دوست داشتن و پرواز همیشگی قلب را در درون نو تجربه کرده باشم....
كاش فرصتي باشد قبل از پژمردن آخرين شكوفه...

بيشترين چيزي كه در ذهن من از آدمها باقي مي مونه(حتي بيشتر از تصوير ) همين نگاه است....ايتاليا رو هم بهت تبريك مي گم....من اما از اين ماتراتزي متنفرم...تو ورزش واسه منم اتفاقي شبيه اتفاق زيدان افتاده....واقعا آدم نمي تونه جلوي خودش رو بگيره....به نظر من ماتراتزي شكوه قهرماني ايتاليا رو كم كرد

و تنها خدا بر غیب آسمانها و زمین آگاه است و بس...

توي خواب زير يه بارون توي باغ روي زمين
گل اون شد گل سرخ گل من زرد و غمين...

اين روزها هيچچچچچ خوب نيستم

من هم توی زندگی م با این بزرگ مردان روبرو شدم .
طاقت نگاههای مردانه شان را ندارم .
هنوز مرد نشده ام ...

ممنونم از آمدنت ....

فكر مي كنم منظورت فيلم مالنا بود. البته من اين فيلم و چند سال پيش ديده بودم ديروز كه اون داستانو نوشتم چيزي ازش يادم نبود. همينطوري نوشتم. نمي دونم شايد يه همچين چيزايي تو پس زمينه فكر آدم مي مونه كه باعث شباهت مي شه

من هم هميشه دلم خواسته يكي از اين نگاه ها چند لحظه اي به من خيره بشه...برام كافيه.

اوه عكسو! خوشگله :-)

تمام راه . . .

آخ دلم براي شمال لك زده........

حالا ميگم اين جمله هه كه گفته دوست داره بمونه يعني چي اونوقت؟

توسط: vesta | 28 تیر 1385 0:18 قֽظֽ

منم دلم گرفته...

سلام . باز هم مثل همیشه عجیب . نوشته هات یه جورایی با مغز آدم بازی میکنه . فضا همیشه بازه برای تفکر . موفق و شاد

برای روزنوشت .
مدت هاست که خیره شده ام ، و سکوت می کنم . یک سکوت عمیق که هیچ کس نمی فهمدش !

سلام .

نگاه مقدس!!!
نگاهي كه سرشار از پاكي و بزرگيست
بي گمان او نگاهش به آسمان بود
نگاهش به افقي كه از ديد من و تو پنهان بود

موفق باشي يا حق

سلام .

نگاه مقدس!!!
نگاهي كه سرشار از پاكي و بزرگيست
بي گمان او نگاهش به آسمان بود
نگاهش به افقي كه از ديد من و تو پنهان بود

موفق باشي يا حق

با بزرگ بودن بعضي ها و رابطه شون با نفوذ نگاهشون بر روان انسانها كاملا موافقم.... اين همون نگاهي هست كه ميگن يه گوشه چشمش چه ها كه نميكنه....اما كاش گاهي بتونيم لياقت اين رو داشته باشيم كه بهمون نگاه كنن....شاد باشي و ممنونم از اينكه باز هم من رو قابل دونستي....

تو دوست داري سكوت كني
من دوست دارم فرياد بزنم شايد صدام شنيده شه

مقدس وجود نداره!
مقدس بودن فقط تصور ذهن آدمي ست.

سلام سارا جون وبلاگ قشنگي داري خوشحال ميشم به من سر بزني منتظرتم.

ناديده و نشناخته دوست داشتم آن نگاه را
چقدر نگاه خوب است
عميق است
معرف است
دلت تنگ نباشد بانو
و خدايي كه در اين نزديكي ست

فریاد هم که می زنم کسی صدام رو نمی شنوه تا چه برسه به اینکه منتظر باشم یکی بیاد و توی چشمام دقیق بشه!

مرسي از همه شما عزيزان



ارسال نظر

نظر شما پس از تأیید مدیریت وبلاگ به نمایش در خواهد آمد





Designed By: Hadi Mohammadi & jablogi