
دلم نمیخواد واژه ها را طوری به تصویر بکشم که فکر کنند ناراحتم، یا حس تنهایی دارم ، یا حتی دلتنگم.. نه این واژه ها سزاوار اینهمه درد و رنج نیستند.. این واژه ها را باید روی چشم گذاشت و مقدس شمرد... این واژه ها خود زندگی هستند... این واژه رفیق های روزهای سخت زندگیم بودند و هستند..!
میدانی! کمی این روزها دلم تنگ شده است، ولی هر چقدر فکر کرده ام نفهمیدم برای چه کسی دلم تنگ شده است؟ فقط میدانم دلم تنگ شده است.... ! همین!
من قدم میزنم و به این فکر می کنم که روزی نه چندان دور من از ته دل خواهم خندید و این خنده های مصنوعی دست از سرم بر میدارند.. و دیگر نیازی نیست هی توی آینه خودم به خودم لبخند بزنم و با صدای بلند تمرین خنده کنم....! (برای منی که همیشه میخندم، این نوشته کمی خنده دار است...!)
1- این روزها کمی خوبم، کمی بدم، هی یه حس میاد سراغم و من هی میخوام این حس رو از خودم دور کنم، نمیدونم با این حس ها چیکار کنم، که دیگه هیچوقت نیاد سراغم... بشدت از دستشون کلافه شدم و یه جورای هم ازشون ممنونم دارن من رو محکم تر و مقاومتر از گذشته میکنند...!
2- میدونی چی خدا جون، بهت قبلا هم گفته بودم، من بنده پر توقعی هستم، اگه سلام میدم حتما منتظر جواب سلام می مونم، اگه قدم بر میدارم، منتظرقدم بدی از طرف تو هستم... و من الان بشدت نیاز دارم که تو بغلم کنی و من با تمام وجود حس ات کنم...!
3- آنچه می سازم، همه از چیزهای کوچک است. از چیزهای کوچک، بی نهایت کوچک، نظمی به پا میکنم، اگر بپرسید در زندگی چه می کنی؟ پاسخم این است : کسب و کار من با چیزهای بسیار کوچک است، و کار من نشان دادن یک جوانه ی علف است. میدانم دنیا راه بدی را پیش گرفته است من هم مثل شما شاید هم کمتر از شما تحملش می کنم. اما نمیتوانم یک جوانه علف را نادیده بگیرم. (کریستین بوبن/ تصویری ازمن کنار رادیاتور)
4- نحن اقرب الیک من حبل الورید، و او آنچنان بمن نزدیک است، که از شاهرگ گردنم بمن نزدیکتر است.
همین که حس میکنی بهتری خودش یه دنیاست امد وارم همیشه بهترین باشی واسه خودت و زندگیت
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد.
خنده هاي از ته دلم را ذخيره آمدنت مي كنم .(باشد براي روز مبادا!)
...و تو ميداني. نيك ميداني كه اين آشفتگي از پي چيست. حالا،راه ما دور و راه پرپر و اشك،به همين كنار ناز و نياز...
كافه نشيني سنت خوبي است ...
با شعر " گایا – تیز – تیر – تبر – تیشه - تفنگ " به – روزم . پیپ قرمز
دلم براي خودم تنگ مي شود آري
هميشه بي خبر از حال خويشتن بودم
نشد جواب بگيرم سلام هايم را
هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگي ها را ؟
اشاره اي كنم انگار كوهكن بودم
.....
آرامشي كه در بلاگ من به آن ا شاره كرديد در ايمان و اعتقادي كه در نوشته هاي شما موج مي زند چندين برابر است .:)
اين متن كوتاه رو چند وقت پيش نوشته بودم با ديدن كلمه دلتنگي اينجا يادش افتادم!
بودن بهانه می خواست
خورشید برای روز
ماه برای شب بود
برای من، بهانه ای نبود.
دلم بی بهانه گرفته باشد یا با بهانه، چه فرقی می کند! بالاخره گرفته است عزیزم. راستی چرا می گویند دلم گرفت؟ من دلم تنگ شد را بیشتر دوست دارم. دلتنگی عبارت قشنگی است عزیزم. دلم تنگ شد یعنی آن قدر غصه دار شد و آن قدر در خودش فرو رفت و گوشه گرفت، که تنگ شد، کوچک شد! حالا دل من تنگ شده است عزیزم. ولی حالا که فکر می کنم می بینم دل گرفتگی هم برای خودش عالمی دارد، دلم گرفت یعنی آسمان دلم ابری شد، بارانی شد، حتی شاید آنجا طوفان هم آمد. پس دل من هم تنگ شده و هم گرفته است عزیزم...
تا حالا شده رو هوا بموني؟ندوني كجايي و داري چيكار ميكني؟اون موقع چيكار ميكني؟
تو را نميدانم من دلم براي خودم تنگ است/
پي نوشت اول : همه احساس اين روزهاي من
سلام. خسته نباشيد.
از آخرين کافه نشینی ام، شايد بيشتر از يك سال و نيم مي گذرد.
با خواندن روزنوشت ات، به ياد حرف و بحث هايي
كه زماني دور، هميشه همراهم بود، افتادم.
و شايد يه حس دل تنگي. براي خودم
آن روزها.
خيلي چيزها بود آن روزها براي لذت بردن.
الان هم هست، ولي با كلي تغيير.
به هرحال زندگي ادامه داره.
و با تغييرات هميشگي ادامه مي ده و ادامه مي ديم.
موفق باشي و پر انرژي.
سلام ....
آقاي پاپ آدم باش ---
مطلب جديد كوچه دلتنگي .
منتظر نظرتون هستم
يا حق ...
سلام ... همه دلتنگي ها به کنار ميز صبحانه را که ديدم گرسنه ام شد ...
سارا عزيز سلام....نمي دونم براي اين نوشته چي بنويسم...اين روزها مدام اين حس ها و شبيه اين سراغ من مياد...منم الكي مي خندم..مصنوعي....دلم مي گشره گاهي از بي توجهي خداي مهربانم...دلم مي گيره....
وقتي كسي از چيزي خوشش بيايد دوست دارد آن را تكرار كند. دوباره و باز هم دوباره. خدا هم از اين قانون مستثني نيست. خدا كه خالق دنياست از مخلوقش خوشش آمد! اكثر انسان ها پيش از موعد به دنيا آمده اند. _كريستيان بوبن_ واقعا از وبلاگتون لذت بردم(: در پناه دوست...
من هم فكر مي كنم دلتان براي خودتان تنگ است. گاهي ما نياز داريم خودمان را بغل كنيم. سفت و گرم و مصمم...اون موقع خيلي اتفاق ها خواهد افتاد
راجع به عشق بايد بگم كه مثل يك مسئله مي مونه با پارامترهاي زياد و همه اين پارامترها به نوعي بهم وابسته اند. وقتي وضعيت يكي از پارامترها عوض بشه روي بقيه هم تاثير مي ذاره... در هر صورت سر و ته قضيه اينكه آدم نمي فهمه اين عشق چيه... اما باز مي گم چيز بدي نيست چون حس خوب به آدمها مي ده...
من در فاصله كلمات سجده مي كنم... همانجا كه سكوت مي شود و نگاه مي ماند و گرماي نفس... و بازي فكر كه بدنبال كلمه بعد مي رود و مي گررد كه مقدس ترينشان را بيابد...
nice pic
سارا این بغل هفته نوشته یا روز نوشت؟!! هان هان هان!
سلام.
با اون نوشته عشق(روزنوشت)خيلي موافقم.ديروز اتفاقا با يك دوستي صحبتش بود.بهش گفتم همه قشنگي عشق به اينه كه بهش نرسي.وگرنه معني نداره.يك كمي حرفم رو تاييد كرد!
مشكلات خوبه چون كه ما رو محكم و استوارمون مي كنه.
دل تنگ نباش.ببين هوا سرد شده چه خوبه.
خوش باشي.
وبلاگت بي نظيره.
احساس مي كنم نوشته هات يه جورايي از ته دل منه.
بي تو همه چي تلخه
بايد كه تو هم باشي
روز ها اينجورين ديگه كاريش نميشه كرد.زمستان هميشه سرد است.
سلام دوست عزیز .
وبلاگ زیبا و مطالب جالب و پر محتوایی بود .
خیلی خوشحال می شوم بتوانیم با هم دوستان وبلاگ نویس خوبی باشیا . خوشحال می شوم قابل بدونید و با هم لینک باشیم .
وبلاگ ما مجموعه ای از مطالب تخصصی شامل آدرس سایتهای مختلف و...و حرف دل است.
منتظر حظور سبزتان هستیم
شاد بودن دلتان را خواهانم و خدانگه دارتان
و اين بار كلمات خدايت همراهت نيست
كه اين واژگان آرامشم مي دهند
سلام و خسته نباشيد
وب زيبايي دارين
مهربون !اگر تمايل به لينك دارين مرا خبر كنين
خوشحال ميشم
گويند خدا هميشه با ماست اي غم نكند خدا تو باشي
انگار اين حس چندگانگي!! مال خيلي از جووناس! اين خنديدناي مصنوعي و قدم زدنها و حرفهاي درگوشي با تنهايي!!...تمام اينها رو خوب ميشناسم....بيشتر مطالبت رو خوندم....عالي بودن...و عكسهاي حافظيه و دريا..و اون جاده..تمام خاطراتم رو دوباره زنده كرد....موفق و پيروز باشي....
خنده؟! از ته دل؟!!! یادش بخیر...
خنده؟! از ته دل؟!!! یادش بخیر...
یکی اون بالاست که داره بهت میخنده، از ته دل!
یکی اون بالا داره بهت لبخند می زنه، از ته ته دلش(ت!)
Khandei az tahe del faghat ye afsanas to ketabe ghesei bacheha .. Azad bashi
سلام. دلم لك زده واسه يه قهقهه اونم از ته ته ته دل. اپم سر نزديها
و من آن روز را انتظار مي كشم حتي اگر نباشم
سارا خانم از آشنايي باهات خوشحالم...لينكت رو اضافه كردم...با اجازه...
از ( من بي تو) هميشه ياد اين شعر ميفتم كه:
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم.......
Dear Sara Jan
I'm glad to come across your beautiful, interesting blog. Reading this post, I felt someone has written this about how I feel. Keep it up. Looking forward to seeing more of your writing and work. Baa Ezhar Sepas, Ahmad
سلام . زیبا جالب و مثل همیشه خاص اما شایسته سارا نیست که دلتنگ باشد هر چند که دلتنگی سزاوار بزرگان است . در هر صورت به یادت هستم و امیدوارم فارغ از هر زنده باد و مرده باد همیشه موفق باشی .
سارا خانم گل.التماس دعا...
با " علامتی که هم – اکنون می شنوید | تا همیشه " به روزم ... پیپ قرمز
میدانی! کمی این روزها دلم تنگ شده است، ولی هر چقدر فکر کرده ام نفهمیدم برای چه کسی دلم تنگ شده است؟ فقط میدانم دلم تنگ شده است.... ! همین!
...
دیگه حرفی نیست ...
سارا!
التماس دعا...
تنها نشسته ام و حواسم نيست كه دنيا با من است!
سلام اين احساسات سراغ همه مياد ادماي بد ادماي خمب انگار يك جورايي همه بعضي وقتها مي برند!
سلام در این ماه مبارک ما را هم دعا کنید ممنون که سر می زنید یک دوربین کانن 350 دی خریدم با لنز 28 - 135 منتها وقت نمی کنم عکس بگیرم !! نوشته بودید کافه نشین هستید اگر اشکالی ندارد کجا و چه گروهی
مرسي از تك تك شما عزيزان
سلااااااامو صد سلام به شما دوست عزيز
خوبي خوشي
وبلاگ پر مايه اي داري ا ز اين بابت تبريك
با شما موافقم از اينكه گفتي نميخواي با نوشته هاتون همه تصور كنن كه شما خيلي تنها و بد بختين
اسم وب منم سراي تنهايي هر كي مياد بهم ايميل ميكنه ميگه شما عاشق بودي؟ شما شكست خوردي؟ شما ........خيلي حرفاي ديگه ميدوني چيه من كه مگه تنهايي بده چرا همه تنهايي رو يه ديوو برا خودشون ميبينن من تنهايي رو دوس دارم البته نه هميشه تنهايي سهم همس از زندگي منتها بعضي ها جاشو ژر ميكنن بعضيام تو حجم خاليش ميمونن
زيادي حرف زدم خسته شدين
ولي خوشحال شدم وبلاگ قشنگتونو ديدم
تبريك ميگم بهتون قالبش خيلي خيلي خيلي نازه عاله 20
به سراي تنهايي منم سر بزن خوشحال ميشم منتظر رد پاي عبورتو
باااااااااااي پيروز و سرمست باشي عزيزم
به نظر مياد تو هم بد تر از من به مسافرت نياز داري . نيست ؟
كمي نااميدانه ديدم اين نوشته رو . نميدونم چرا . شايد خستگي روزمره باشه . كمي بخودت برس . بهتر ميشه .