حضور
توی این همه بی حضوری آدمها،
حضور تو غنیمی ست،
برای دل تنهایی من در این روزها،
سردی این روزهایم را با گرمای حضورت،
گرمتر می کنم شاید سردی روزها را
به دست فراموشی بسپارم...
پ ن : 1- به قول یکی از دوستان وبلاگ نویس دوباره نوشتن کمی سخته، اینکه چی باید بنویسم و از کجا شروع کنم.. با اینکه من و سایه ام رو راه اندازی کرده بودم و می نوشتم ولی نه بطور جدی ولی خوب بعضی وقتها یه چیزهای می نوشتم، ولی مدل و تیپ نوشته هام فرق داشت.. اصلا اونجا هنوز هم خواهم نوشت.
پ ن : 2- همه روزهای شادم تقدیم تو، همه روزهای غمگین به دست فراموشی...

خدا يعني سلامي بيبهانه!
سلام.وبلاگ خوبی دارین. اگه مایل به تبادل لینک هستین وبلاگ منو با نام" بهترین اشعار عاشقانه" لینک کن و سپس در قسمت نظرات به من اطلاع بده تا در اسرع وقت شما رو لینک کنم مرسی موفق باشی
مرسی از تک تک شما عزیزان
برای عرض ادب . تبریک به خودم که این صفحه رو تونستم باز کنم .
سلام در هر صورت، نوشتن مثل خوردن بعضی چيز هاست که گاهگاهی آدمی می خورد.دیدید چه لذتی داره؟به نظر من نباید به نوشتن به دید یک چیز دم دست و راحت تلقی کرد. دوباره نوشتن لذت بخش تر است چون دست یافتنی است با ولع جدید. مخلص شما پاینده باشید و مستدام
چه خوب كه مينويسي. روزهاي غمگين به دست فراموشي
سلام وبلاگ خوب که نه عالیی دارید من آپم یه سر به من بزنید (((((نظرتون درمورد تبادل لینک چیه ))))) امروز جاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن.
خوش آمدی
چقدر با پ.ن 2حال کردم. ممنون.
jedan dobare neveshtan sakhte