صفحه اصلي » وبلاگ »
قبلي »
وبلاگ
« بعدي


نسخه مناسب چاپ
نسخه مناسب ذخيره
ارسال به ايميل دوستان
ارسال به ياهو مسنجر
نظرات [10]
اندازه متن: +  -


يادي از گذشته ها

از وبلاگ گروهی گلابی بود که کار جمعی رو به طور جدی شروع کردم، و بعدش هم شرقیان با آن بچه های نازنینش که ادامه همان وبلاگ گلابی بود ولی خیلی حرفه ی تر و کاملتر، اوایل یادم هست که مطلب می فرستادم و کم کم به عکاسی روی آوردم، در واقع سردبیر شرقیان بود که من رو به عکاسی علاقه مند کرد، و کم کم پا رو گذاشتم توی این حرفه و حتی برای خرید دوربین با هم رفتیم تمام جمهوری را گشتیم تا یک عدد دوربین خریداری شد و بعدش رفتیم پیتزا داوود با آن سیستم خاص خودش، دیگر به جز نوشتن در شرقیان قرارهای گروهی کوه هم داشتیم که به حق خیلی خوب بود هر هفته با کلی آدمهای مختلف می رفتیم دربند و توی کافه جویبار با آن نیمروهای معروفش و بعدش دوباره یه دوری میزدیم و گاهی وقتها هم ناهار خودمان را مهمان می کردیم فست فود یا سنتی تا عصری برای خودمان برنامه می چیدیم خیلی وقته گذشته از اون روزها ولی من هنوز هم گاهی یاد می کنم حتی به یاد بچه ها می افتم، خیلی روزهای خوبی بود، من با کلی از بچه های وبلاگی توی همین قرارهای کوه و گردهمایی شرقیان آشنا شدم و واقعا دوستای خوبی پیدا کردم نمیتوانم هیچوقت فراموش کنم، همه اینها را سردبیر شرقیان یا بهتر است بگویم نویسنده وبلاگ شرح برایم خاطره ساز کرده گفتم با این نوشته هم یادی کرده باشم از بچه های گل شرقیان و هم بهانه ی شد که تولد حسین عزیز را تبریک بگویم با کلی آرزوهای خوب و لحظات شاد.

پ ن 1 :عكس كافه جويبار صبح جمعه چند سال پيش. شاید تولد بهانه ی بود برای یادآوری روزهای رفته و خاطرات گذشته، آدم دیگر گاهی دلش هوای گذشته ها را می کند.

پ ن 2 : دوستتان دارم تا دم مرگ،  تلاش خواهم کرد که زود نمیرم، تنها کاری که باید بکنم همین است. احساس می کنم که در هم شکسته ام از بودن. و همین به نوشتن وا می داردم. (مارگریت دوراس – همین و تمام)


نظرات [10]
حميد    شنبه، ۲۳ شهریور ۸۷ :: ۱:۵۳ بعدازظهر
شیطان عصاره ی هوس و لج شد پای فرشته های خدا کج شد دستش ....................... .... وبلاگ قشنگيه ... موفق باشيد
Email:نمایش داده نمی شود
پریسا    پنجشنبه، ۱۴ شهریور ۸۷ :: ۹:۴۸ صبح
سلام .... می رن آدما ... از اونا فقط خاطره هاشون به جا می مونه ... منم با خاطراتم کلی خلوت میکنم ... یا بهتر بگم باهاشون زندگی میکنم . عکسها ! هدیه ها ! نوشته ها ! کامنت ها ! ..... وای اگه بدونی الان چه حسی دارم !!!!!!!!!
Email:نمایش داده نمی شود
بابك    پنجشنبه، ۷ شهریور ۸۷ :: ۵:۳۱ صبح
ياد آشنايي خودم با تو افتادم. زود دير شد
Email:نمایش داده نمی شود
مرتضي    چهارشنبه، ۶ شهریور ۸۷ :: ۹:۱۰ صبح
سلام وبلاگ قشنگي داري تقريباً ميشه گفت نصف بيشترشو خوندم البته آهنگ وبلاگ خودم همراه با نوشته هاي قشنگت باعث شد كه خيلي رو من تاثير بذاره!!! يه بار امتحان كن
Email:نمایش داده نمی شود
علـی همتـی    چهارشنبه، ۶ شهریور ۸۷ :: ۸:۰۲ صبح
با درود چند باري سعي كردم بيام به وبلاگت ولي يا مشكل از سرور وبلاگ بود يا از اشتراك. باهات موافقم كه گاهي ياد از گذشته شادي يا انرژي مياره و گاهي افسوس. اميدوارم كه هميشه شاد و پرانرژي باشي و هر روز به هدف هايت نزديك تر شوي با درود و سپاس
Email:نمایش داده نمی شود
URL:
ستاره    سه شنبه، ۵ شهریور ۸۷ :: ۱۰:۰۵ بعدازظهر
ياد گذشته كردن بعضي اوقات خيلي سخته حتي بعضي اوقات پيش مياد از خدا بخايي كه نصفه شب بي خوابي به سرت نزنه يه وقت نكنه ياد روزهاي خوبي كه با دوستات داشتي بيفتي حتي ياد اوري روزهاي خوبي كه كنار دوستات داشتي هم سخته دوستايي كه الان ازت خيلي دور هستن.كاش...
Email:نمایش داده نمی شود
URL:
پروانه کوچک    دوشنبه، ۴ شهریور ۸۷ :: ۵:۵۶ بعدازظهر
برات روزهای خوب با آدمهای خوب آرزو میکنم.
Email:نمایش داده نمی شود
محمد    شنبه، ۲ شهریور ۸۷ :: ۸:۱۷ بعدازظهر
یاد گذشته رو کردن خیلی خوبه ولی در گذشته ماندن نه. البته شما فقط یادش رو زنده کردی.
Email:نمایش داده نمی شود
   جمعه، ۱ شهریور ۸۷ :: ۳:۳۵ بعدازظهر
موفق باشید
Email:نمایش داده نمی شود
URL:
امين    جمعه، ۱ شهریور ۸۷ :: ۱۰:۴۴ صبح
سلام :D
Email:نمایش داده نمی شود
URL: