غم و شادی
می شُورم، با تمام وجود زمین را می شُورم، هی آب دستمال را سفت می گیرم باز دوباره می کشمش روی سنگهای براق کف سالن و با تمام وجود می سابم، انگار میخوام محوشان کنم همه اشان را، میخواهم جلوی چشمهایم نباشند، می خوام پاک شوند، هی می سابم، می سابم... همه فکرم را زوم کرده ام روی سنگهای سفید سالن، صدای زنگ تلفن آشناست خیلی آشناست زمانی هیجان داشتم برای شنیدن این زنگ اما حالا، چه مانده از من جز مشتی از خاطرات خاک خورده که نمیخواهم حتی نسیمی به آنها بوزد که ویرانم میکند، می گذارم همانطوری زنگ بزند، و زنگ بزند و زنگ بزند و من می سابم همه کف سالن را می سابم، و اجازه میدهم این بغض بترکد، بترکد و اشکهایم جاری شود، می گذارم اشکهایم دستمال را خیس کند و با اشکهایم کف زمین را تمیز کنم، که یادم بماند این سنگها خیلی ارزشمند هستند، خیلی گران قیمت هستند، خیلی ماندنی هستند خیلی ماندنی تر از آدمها و رویاهایشان.
------------------------------------------
پ ن : انسان برای غم و شادی آفریده شده است وقتی این مطلب درست ادارک گردد ما در زندگی ایمن خواهیم بود. غم و شادی کاملا" در هم تنیده اند و برای روح الهی لباسی دوخته اند. (ویلیایم بک)

خيلي زيبا بود
خیلی قشنگ و احساس برانگیز بود . البته خدا تو قرآن گفته که ما انسان رو در رنج آفریدیم . بنظر من غم غم می آفریند و شادی هم ... غم .
ولی افسوس تقدیر این بوده که کرم کوچک شب تاب برای پر زدن در خلوت تنهائیت بی تاب در تشویش می میرد وحید کیان پور سلام دوست عزیز وبلاگ و نوشته های خیلی زیبایی دارید توی وبلاگ - نگاه تلخ - منتظر حظور گرمتون هستم باتشکر وحید کیان پور
چرا واقعا اینقدر در مقابل خاطره ها بی پناهیم؟! واقعا چرا!
ای نیمی از گفته هاتو قبول دارم. تمام خشمتو تو این ÷ست احساس کردم. به روزم
انسان برای غم و شادی آفریده شده است انسان برای حرکت و تلاش آفریده شده است انسان برای زندگی و پیشرفت آفریده شده و انسان بسیار بزرگ است ....
حتی زمانی هم که اشتیاق داشتی برای شنیدنش،باز هم اشتیاق داشتی که زودتر جواب بدی.یه جورایی فقط اشتیاق برای به گوش رسیدن بوده و نه برای ادامه زنگ. یک چیزی وحشتناک توی دلت می ریزه پایین.تا میری جواب بدی میس کال میشه.
تو لیلی باش و من... مجنون!
:)
باید رفت...باید بر روی پرچینهای سست قدمی سخت گذاشت. مثل همیشه زیبا... موفق باشی سارا جان