همدردی
ببین عزیزم دوست من، رفیق من، همدردی کردن این نیست وقتی یکی دلش داره می ترکه، وقتی یکی ته ته دلش داره کنده میشه، انگار داره جون می کنه، بعدش هی بگی لیاقت نداره، ولش کن، خاک برسرش، شعورش نمیرسه، بعدش هی اون طرفت آروم اشک بریزه بگه اینطوری نگو، بعدش تو با شتاب بیشتری فحش بدی، ببین همدردی کردن این نیست که دهن تو باز کنی هر چی فحش بلدی بدی بعدش هم بگی ولش کن پاشو برو برای خودت عشق و حال کن گوربابای اون و خاطره هاش....
نه عزیزم این همدردی نیست این درست مثل این می مونه که تو یه گوله نمک رو بزنی روی یه زخم که تازه است داره خون میاد ازش و وقتی تو اون گوله نمک رو میزنی خون نمی ایسته که بیشتر آتیش می گیره، می سوزه.. داغ میشه...
دوست عزیز من همدردی کردن این نیست که وقتی میدونی یکی حالش خرابه هی استعدادهای طنزت رو شکوفا کنی، حرفهای بی سر و ته بزنی و با خنده های سرخوشانه بگی، ولش کن عشق کیلو چنده، بعدش طرفت لبخند بزنه بگه باشه ولش میکنم، که تو بی خیال بشی، ولی تو باز شروع کنی حرفهای بی مورد بزنی اونم به آدمی که توی دلش غوغاست، یه آدمی که هنوز دقیقن نمیدونه چیکار باید بکنه، یه آدمی که گیج ، سرگردونه، یه آدمی که داره دست و پا میزنه...
همدردی کردن اینه که من بیا بشینم پیش دوستم دستش رو بگیرم بگم آره، روزهای سختی رو داری می گذرونی، نمیتونم بگم می فهممت، ولی میتونم در کنارت باشم تا آروم بشی، تا خودت رو پیدا کنی، تا کم کم با این وضعیت جدیدی که برات پیش اومده کنار بیایی.. همدردی کردن یعنی اینکه تو شرایط طرف مقابلت رو همونطوری که هست قبول کنی، نه اینکه بخوای اون رو از این وضعیت که سختش نجات بدی اونم از راههای که غیر معقوله، همدردی کردن یعنی فقط گوش بده و بذار اون آدمه برات اشک بریزه و کم کم غمهاش رو فراموش کن، همدردی کردن یعنی اینکه درکنارش باش ولی نخواه به زور بخنده ولی یه بغض گنده توی گلوش گیر کرده و نمیتونه نفس بکشه...
--------------------------------------------------------------------------------
پ ن 1 _ حالا شاید یه زمانی که حوصله اش بود یه متن تخصصی در مورد همدردی از نگاه روان شناسی اینا بنویسم فعلن که نوشتن مان در همین حد می باشد ...
پ ن 2 – آهنگ این روزهای من بارون با صدای مهران مدیری از اینجا دانلود کنید. این قسمت جدید اضافه کردم امیدوارم که استقبال بشه.
پ ن 3 – توی وبلاگ گروهی "همه نوشت" یه مطلب نوشتم به اسم "بازی" دوستش داشتم گفتم معرفی کنم.

سلام مطلب قشنگی بود.این اتفاق دقیقا " برام افتاده . من داشتم از ناراحتی می ترکیدم و همسرم سعی میکرد با شوخی بی مزه منو بخندونه .احساس بدی بود
سلام خوشحالم که آپ کردی اما ایکاش زمانی که آپ میکنی منو از جریان با خبر کنی...ممنونت میشم و شرمندت نمیشم که خیلی از مطلب های قشنگتو نخونده باشم.... طراحی جدید وبلاگتو تبریک میگم...واقعا توی طراحی وبلاگ حرف اول رو می زنی :D در مورد نوشته ات هم خیلی زیبا بود...دقیقا حرفهای دلمو زدی...یه اصلی رو قبول دارم که اگه کسی داره از غصه دق میکنه ...درسته نمیتونیم مشکلشو رفع کنیم..اما خیلی راحت میتونیم باهاش گریه کنیم... راستی تو پ ن ها هم یه غلط املایی داری :D پیشا پیش عیدتون هم مبارک ... سال خوبی برات آرزو میکنم و همیشه بهاری بمونی...
سلام خوشحالم که با بلاگت آشنا شدم هر چند تصادفی... این پستت خیلی نزدیکه به پست امروز من...
چیزهای خوبی رو یاد دادی و یادآوری کردی که خیلی وقتا فراموش میکنیم. ممنون.
khob bood azizam vase khiliha amozande khahad bood
عجب همدردی کردن... بابا ما با یکی همدردی کردیم میخواست بزنه ما رو آخه اشتباه گرفتم گفتم داداشش مرده... .!!!؟؟؟!!!
سلام... واسم پیش اومده سارا که بخوام یکی فقط گوش کنه نه راهنمایی می خوام نه دلسوزی و نه بد و بیراه گفتن به اونکه ناراحتم کرده رو فقط می خوام که گوش کنه ولی می دونی خودم وقتی یکی مقابلم اینطوری میشه نمی دونم چرا وقتی بهش گوش می کنم مستاصل می شم که کاش می شد کاری کرد میگم شاید اونام که اونطوری ان همین احساس رو پیدا می کنن و می خوان که کاری بکنن هر چند که نمی دونن جه کاری و اشتباه می کنن به هر حال که سوژه هات حرف نداره ناب نابن تازه’ تازه بدون کهنگی یا قلمبه سلمبه بودن ساده و پر و... ممنون خیلی لذت می برم وقتی می خونم
خوش به حال دوستات .
دلم همدردی میخ وهد با چاشنیه درک شدن