سالی می رود، سالی می آید.
رازی باید باشد در هر سالی که تمام میشود و آدم باید احساس کند چقدر آن سال خوب بوده که توش رازی وجود دارد و نگران تمام شدنش باشد، من از صبح دارم هی می شمارم لحظه ها و ثانیه ها رو هی میگم سال 87 از کجا شروع شد و به کجا رسید و من چه نقشی داشتم، چه کارهای کردم، چقدر مثبت بودم برای خودم، دوستانم، خانواده، و همه اونهایی که اندک رابطه ی با من داشتن، و ایستادم ، نگاه کردم به پشت سرم ، هی نگاه کردم و هی بالا و پایین، هی برای خودم تحلیل کردم و دیدم سال 87 همه چیز داشته توش، سالی پر از لحظات مختلف، ولی یک چیزی که برای من خیلی مهم بود توی این سال اینکه من بیشتر از همیشه حواسم به خودم و کارهایم بود، یه نوع حضور در لحظه داشتم، یه آگاهی که سعی میکردم همیشه نگه اش دارم و حالا شاید گاهی اوقات یادم میرفت ولی همه ی تلاشم حضورم بود، و بعد از اون مهمترین کار اینکه سعی کردم نگاهم رو به آدمها عوض کنم، شرایطشون رو بیشتر درک کنم و بپذیریم که هر کسی یه مدلی می باشد و اصلن قرار نیست انسانها طبق استانداردها و معیارهای من زندگی کنه و این گونه بود که آسیب پذیریم کمتر شد و پذیرشم در مقابل سختی ها بیشتر و درکم بالاتر از شرایط آدمها و هی سعی کردم خودم را اصلاح کنم از نظر رفتاری در فکر می کنم در این عرصه خیلی موفق بودم و میخواهم ادامه دهم در سال 88 و کاملش کنم و هی با خودم کلنجار بروم شاید یک چیز درست و حسابی از آب در آید که به آن بگویند انسان...
------------------------------------------------------------------------------
پ ن 1 – تفالی زدیم به حافظ این شد نتیجه اش : دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس /نسیم روضه شیراز پیک راهت بس/ دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش /که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس.
پ ن 2 : لحظه تحویل سال دعا یادتان نرود برای همه دعا کنید و دعا میکنم امیدوارم که سالی پر از لحظات خوب و خوش داشته باشیم و همه به آرزوهای دلشون برسند.

وای من دلم خیلی واسه دوران دانشجویی تنگ شده من دانشجوی کنبد(گرگان)بودم ساکن تهران خیلی عالی بود
علی آره دقیقن متوجه شدم :)
سلام توجه کردی چه فالی واست اومده ؟
تبریکات جانم
یک تنهای عزیز چشم در اولین فرصت درست میکنم.
سلام .بازهم یمام بهت سر میزنم .یه جواری از بلاگتون خوشم اومد فقط بخاطر صداقت در نگارش و سادگی و بی آلایشی اش شاد باشین
گاهی می دوستم کلمات را از شر خودم دور کنم. برای بی آبرو کردن خودم دلیل زیاد آورده ام. به خوانش خویش‘ دعوتتان کردم با این خط خرچنگ قورباغه
های.
سلام سارا جان! آدرس فید وبلاگتون ایراد دارد ظاهرا. تصحیح بفرمایین!
سلام و سال نو مبارک. روز 30 اسفند یک لحظه فکر کردم و دیدم واقعن از یکم فروردین تا به اون روز مثل چشم بر هم زدن گذشته. شاید اولین بار بود که گذشت زمان رو احساس کردم. سال ژر از شادی داشته باشی به امید خدا.