زندگی چندگانه.
من یا فکر کنم همه آدمها، چند تا زندگی دارند، زندگی دانشجویی، زندگی کاری، زندگی شخصی، زندگی اجتماعی، بعدش وقتی غرق هر کدومشون میشیم یه هو دلمون برای اون یکی تنگ میشه .. وقتی درگیر زندگی دانشجویی هستیم و کلاس و استاد و دلم یه هو بشدت هوای زندگی شخصی ام رو می کنه، دلم هوای یه آدم خاصی رو می کنه که شاید خیلی توی زندگی شخصی ام نقش داره، بعدش توی همین زندگی شخصی که هستم، دلم برای هیاهوی زندگی دانشجوی یا زندگی کاری تنگ میشه، بعضی وقتا که غرق زندگی اجتماعی هستم دلم برای زندگی دانشجویی تنگ میشه، این زندگی ها بهم ربط دارن ولی از هم جدا هستن، یه جاهای باهم تضاد دارن ولی در کل بهم پیوسته هستند، این زندگی ها هر کدوم مکمل هم هستند، یعنی اگه شاید یکی اش نباشه اون یکی یه چیزی کم داره، ولی درگیر هم نیستند، در کنار هم هستند و هر کدومشون جایی خاصی رو توی قلب و ذهن ما دارند، هر کدومشون هم انرژی میدند و هم گاهی وقتا انرژی می گیرند از ما، هر کدوم از این زندگی ها برای خودش یه عمقی داره که توی وجود آدم ریشه کرده و خیلی زیاد زمان میخواد تا این ریشه ها جدا بشه از تن آدم...
---------------------------------------------------------------
پ ن 1 : دلم برای زندگی دانشجویی خیلی تنگ شده بود و گویا دوباره قسمت شده البته من راضیم همیشه از زندگی دانشجوی، از درس، تحقیق، استاد و حتی شبهای امتحان لذتی دارد ناب که شاید نتوانتم توصیف کنم با همه درگیری ها و دل مشغولی های زندگی های دیگرم.
پ ن 2 : در کتاب مقدس نوشته بود بعد از این که خدا اجازه داد شیطان زیر پای ایوب بنشیند، و بعد از توبه ی مجدد ایوب، خدا دوباره او را به وضع سابقش برگرداند. حتی نوشته بود خدا پسر و دخترهای تازه و گاو و گوسفند تازه هم به او عنایت کرد. لینگ پیش خودش گفت :"گاو گاو است. همه ی گاوها هم مثل هم هستند. ولی بچه ها که گاو نیستند. بچه ها روح دارند. هیچ کدام جای دیگری نمی گیرند. پس در تمام این حرفها، امید و آسایش کجا پیدا می شود؟" خوبی خدا / مارجوری کمپر.
---------------------------------------------------------------
پ ن 1 : دلم برای زندگی دانشجویی خیلی تنگ شده بود و گویا دوباره قسمت شده البته من راضیم همیشه از زندگی دانشجوی، از درس، تحقیق، استاد و حتی شبهای امتحان لذتی دارد ناب که شاید نتوانتم توصیف کنم با همه درگیری ها و دل مشغولی های زندگی های دیگرم.
پ ن 2 : در کتاب مقدس نوشته بود بعد از این که خدا اجازه داد شیطان زیر پای ایوب بنشیند، و بعد از توبه ی مجدد ایوب، خدا دوباره او را به وضع سابقش برگرداند. حتی نوشته بود خدا پسر و دخترهای تازه و گاو و گوسفند تازه هم به او عنایت کرد. لینگ پیش خودش گفت :"گاو گاو است. همه ی گاوها هم مثل هم هستند. ولی بچه ها که گاو نیستند. بچه ها روح دارند. هیچ کدام جای دیگری نمی گیرند. پس در تمام این حرفها، امید و آسایش کجا پیدا می شود؟" خوبی خدا / مارجوری کمپر.

تنهایی ، آرامگاه جاوید من است و درد و سکوت ، همنشین تنهایی من!
ولی من چند تا زندگی ندارم.در همه حال مجبورم به فکر همه چیز باشم.می خواستم به ترانه بگم منم تنهام.از زمانی که دوست جونم...,خیلی بیشتر,ولی بهش فکر نمی کنم.شاید خیلی از ادما این حسو دارن.....دلم می خواد براش فقط ارزوهای خوب بکنم....
سلام واسم جالب بود که شما هم هینو حس کردین که ما آدما جمع یه سری به قول شما زندگی یا به قول من افکاریم اما واقعیتش این نیست. این چیزایی که شما انرژی نامیدین دقیقا عین مشکل ما انسانهاست ما مثل صاحبخانه ای میمونیم که این زندگیها و هزاران چیز دیگه مثل اینها تو مملکت وجودمون جا خشک کردن. کاش این جور میگفتین که بعضی وقتا دلتون واسه اون لحظه های بی خودی که مال هیچکدوم از این زندگی ها نیست تنگ شده. با تشکر
من خیلی تنهاهستم
موافقم . زندگی ابعاد مختلفی داره و خیلی برام اتفاق افتاده دلتنگ بد خاصی از زندگی شم .
خیلی خوب بود موفق باشی.به من هم یه سری بزن. خوشحالم می کنی................
هوم..حال این روزهای خیلی ها
سلام اما به نظر من ما فقط یه زندگی داریم فقط لباساش عوض میشه دورانش متفاوته
سلام... آره منم چند تا زندگی دارم و هر بار دلم واسه یکدومشون تنگ میشه می دونی به نظرم این واسه اینه که آدم بی نهایت بعد داره و یه زندگی نمی تونه به تمام ابعاد آدم بپردازه اصلا دنیا هم همینجوره مثلا این همه آدم جور واجور که تو دنیا هستن تازه اینهمه هم بودن تازه اینهه دیگه هم دارن به دنیا میان واسه همینه دیگه که هر کس یه تیکه از دنیاست و اگه اون نباشه دنیا یه چیزی کم داره و همه’ همه’ اینا تقصی خداست یا همون خواست خدا.به روزم راستی تونستی یه سر بزن که خوشحال می شم.