هفت سال گذشت.
باورم نمیشه روز اولی که توی بلاگ اسپات شروع کردم به نوشتن و حدود یکسال بعدش نقل مکان کردم به دات کام و دیگه این مدلی شد، خب البته طرح قبلی اش فرق داشت و من خیلی دوستش داشتم و هنوزم گاهی بهش فکر میکنم و نگاهش میکنم، و دلم می سوزه که چرا دیگه نیست، حتمن اونم دلش برای من تنگ شده زیاد میدونم، اشیاء هم دچار دلتنگی می شن برای صاحب هاشون، یه مسئله ی کاملن دو طرفه است، ولی حالا این طرح جدید هم خوبه یه مدلی نو، تازگی داره و من کم کم دارم دلبسته اش می شوم، روزهای اول که می نوشتم بی هدف و بی قصد بود، الان هم قصدی جزء ثبت کردن ندارم و البته مخاطبان تاثیر زیادی داشتن توی نوشتن من، که با تشویق هاشون، با تعریف هاشون و با صبوری شون من رو به این باور رسوندن که می نویسم و گاهی خوب می نویسم و طوری که مخاطب لذت می بره، همین باعث شد ادامه دهم، در واقع اینجا "من و تنهایی" وبلاگ رسمی و اصلی من می باشد که به جز اون سه تا وبلاگ دیگه هم دارم که اونها هم به روز و سرپا هستند و خوشحالم از این بابت که میتونم توی موضوعات مختلف بنویسم حالا کمی شبیه هم هستن ولی فرق های هم دارند، در واقعن من به این وسیله دارم خودم رو توی نوشتن تقویت میکنم، سبکها مختلف و مدلهای مختلف سعی میکنم بنویسم و این کار برام جالبه و دوستش دارم و ادامه خواهم داد. نوشته های بعدی اینجا قطعن کمی موضوعی هست و تصمیم دارم یک روند نشه، سعی کنم به موضوعاتی بپردازم که مخاطب دوست دارد و البته برای خودم هم کشش داشته باشد. منتظر نظراتتون هستم و مثل همیشه حمایت ها و خوبی هاتون.
-----------------------------------------------------------------------
پ ن 1 : هفت سالگی "من و تنهایی" تبریک میگم به خودم، به همه کلماتی که همراهی کردن من را، به همه شما که در کنار من بودید.
پ ن 2 : البته بگم که 15 اردیبهشت دقیقن میشد هفت سال که من می نویسم اینجا ولی خب اون روزها حال و خوش مناسبی نداشتم و اصلن هم یادم نبود، و اگر هم یادم بود نه مجالی بود برای نوشتن نه حوصله اش.
پ ن 3 : چه خالی است/ چه خالی است/ هر کلام/ چه خالی است/ هر صدا/ و چه خالی است/ جهان/ و چه خالی است که هیچ هیچ می شویم. بیژن جلالی.
-----------------------------------------------------------------------
پ ن 1 : هفت سالگی "من و تنهایی" تبریک میگم به خودم، به همه کلماتی که همراهی کردن من را، به همه شما که در کنار من بودید.
پ ن 2 : البته بگم که 15 اردیبهشت دقیقن میشد هفت سال که من می نویسم اینجا ولی خب اون روزها حال و خوش مناسبی نداشتم و اصلن هم یادم نبود، و اگر هم یادم بود نه مجالی بود برای نوشتن نه حوصله اش.
پ ن 3 : چه خالی است/ چه خالی است/ هر کلام/ چه خالی است/ هر صدا/ و چه خالی است/ جهان/ و چه خالی است که هیچ هیچ می شویم. بیژن جلالی.

مباركه
سلام سارا جانم سلام دختر کلمه ها و جمله ها و حرف ها سلام دختر نوشتن ها و نوشتن ها! هفت عدد قشنگیست یا شاید می خواهیم فکر کنیم که قشنگ است. هفت سالگیه نوشتن هات و حرف هات و کلمه هات مبارک دختر جان! هفت سالگیه تو و تنهایی هات مبارک سارا جانم! دیر آمدم ببخش آخر روزهای هشت سالگی ات بد بودند خیلی بد بودند سارا جانم خیلی بد...
راه درازی ست پایداری تان قابل تقدیر
سلام سارا جون خوبی هفت سالگی وبلاگت مبارک همه چیز خیلی زود میگذره شاد باشی
سارا جان هقت سالگی وبلاگت مبارک.... زبان و کلام من در مقابل کلمات و واژه های وبلاگت قاصر می باشد....فقط می تونم بگم..مبارک مبارک
خاطرات گذشته یادش بخیر قبلا تو پرشین بلاگ مینوشتم... الان بلاگفا ولی حیف بیشتردوستای قدیمی رفتن... واقعا حیفشون... .
سلام... به قول یه شاعر و یه خواننده گذشته ها گذشته... . ؟؟؟؟ جالبه نه؟... .
تبریک می گم ساراجان و آرزو می کنم سالهای سال بنویسی و خوب بنویسی و برای گسترش خوبی ها بنویسی. من هم بدجوری یاد روزهای گذشته افتادم. روزهایی که ابتدای آشنایی من و تو بود و این وبلاگ نویسی ها و شهروند این جامعه ی مجازی شدن ها و ... همیشه شاد باشی.