تو با منی.
اولیــن تــولدی ست که بی او برگزار می شود، نه کیکی خریداری شده و نه شمعی و نه هیچ چیز دیگر ، فقط اشکی از گوشه ی چشمم می آید و هی به خودم می گویم پارسال بود در همین روز و چقدر همه چیز خب بود دور هم بودیم، می خندید و خوشحال بود ، کیک خرید، شمع و حتی شام رو هم خودش درست کرده بود از همان غذاهای مخصوصی که بلد بود، هیچ چیز نمی تواند جای خالی پدرم را در این روز خاص برایم پر کند، حتی اگر همه مردم دنیا جمع شوند و در کنارم باشند باز من دلم میخواست او اولین تبریک را بمن می گفت.
----------------------------------------------------------------
پ ن 1 : طعم روزهای بودنت را آنقدر به خاطرم سپرده ام که هزارسال دیگر هم از یادم نمیرود.
پ ن 2 : 8 مهر روز تولدم دیگه هی بیشتر یادم میندازه که تو نیستی و دیگر نیستی و هیچ دیگر نیستی.
پ ن 3 : شاید بشود خندید و فراموش کرد طعم تلخ اندوه را ولی نمیشود پر کرد جای که خالی مانده است.
پ ن 4 : مرسی از همه شما و دوستتان دارم.
----------------------------------------------------------------
پ ن 1 : طعم روزهای بودنت را آنقدر به خاطرم سپرده ام که هزارسال دیگر هم از یادم نمیرود.
پ ن 2 : 8 مهر روز تولدم دیگه هی بیشتر یادم میندازه که تو نیستی و دیگر نیستی و هیچ دیگر نیستی.
پ ن 3 : شاید بشود خندید و فراموش کرد طعم تلخ اندوه را ولی نمیشود پر کرد جای که خالی مانده است.
پ ن 4 : مرسی از همه شما و دوستتان دارم.

امسال تولد من هم در غربت کامل بود! واسه همکارا شیرینی و بستنی خریدم ولی هیچکس مناسبتش رو نپرسید!! حتی مث سابق واسه خودم کادو نگرفتم... جز دو اس ام اس هیچ تبریکی هم در میان نبود. خیلی وقتا زنده ها هم نیستند... ولی خیلی دلم میخواست امسال برای اولین بار از اونی که باید کادوی تولد بگیرم، ولی امان از این ســـو’زن... تولدتون مبارک. روح بابا هم شاد.
From a Libra to another... Late Happy Birthday Dear Sara... Wish you health, wealth and success for all eternity! ...and my your father's sole rest in peace! Take care old friend!
عزیزم بابا همیشه زنده اس.اینقد خودت رو با فکر نبودنش در گیر نکن.بوس
عزیزم.بابا همیشه زنده اس همینکه مایه ی وجود تو شدهبزرگترین نشونه اس. من هم تولدم رو تو تنهایی جشن گرفتم.خودم با خودم.
از پس این همه آمد و شد دریچه ای گشوده می شود که از آن نوری نمی تابد به تنهایی خانه ... اگر چه جتی همسایه ات آفتاب باشد و همنشین ات مهتاب ... دریچه ای به سوی شرم و سرما ... خجلت و غفلت ... بعد به خودت می آیی و می گویی : هی ! یادش به خیر ! بعد عرقی که از سرما بر روی پیشانی ات جا خوش می کند .... پیدا کردن ما ها دیگر کار سختی نیست ... هنر به یادگار گذاشتن است ... من هنرمند خوبی نبوده ام هرگز ...
خدایش بیامرزاد , اما رفیق ,دنیای گله گشاد و بی درو پیکر را دریاب که دُر یابی !! روزهایی که می آیند و می روند و تنها یادی و خاطره ایی از همه چیز و همه کس بر جای می گذارند .. این رسم زندگیست ... دل به زندگی نباید بست که زندگی هم رفتنیست اما دل باید خوش کرد به لحظه ها که لحظه ها جاریند تولدت مبارک رفیق
خدایش بیامرزاد , اما رفیق ,دنیای گله گشاد و بی درو پیکر را دریاب که دُر یابی !! روزهایی که می آیند و می روند و تنها یادی و خاطره ایی از همه چیز و همه کس بر جای می گذارند .. این رسم زندگیست ... دل به زندگی نباید بست که زندگی هم رفتنیست اما دل باید خوش کرد به لحظه ها که لحظه ها جاریند تولدت مبارک رفیق
سارا جان تولدت مبارک با تاخیر برای پدرت هم بهترین آرزوها...
سارا جان تولدت مبارک با تاخیر برای پدرت هم بهترین آرزوها...
هووم !!