عشقی از خدا
عشق!
نه نگاه تو و حضور توست،
نه خواستن و بی تابی های من،
عشق خدای ست!
که ما را بهم وصل کرده است،
و
من و تو!
نمیدانیم تا کجایی این زندگی در کنار هم خواهیم بود،
اگر بخواهیم خدا را فراموش کنیم.
پ ن 1 : این دو تا مطلب آخر در وضعیت به ذهنم اومده که تصورش رو هم نمی تونم بکنم، با این حساب میتونم امیدوار باشم که به جایی خواهم رسید و بقولی رستگار خواهم شد.
پ ن 2 : بیا و تسلای دلم باش.
پ ن 3 : چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست دشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟ آنا گاوالدا - من او را دوست داشتم.
نه نگاه تو و حضور توست،
نه خواستن و بی تابی های من،
عشق خدای ست!
که ما را بهم وصل کرده است،
و
من و تو!
نمیدانیم تا کجایی این زندگی در کنار هم خواهیم بود،
اگر بخواهیم خدا را فراموش کنیم.
پ ن 1 : این دو تا مطلب آخر در وضعیت به ذهنم اومده که تصورش رو هم نمی تونم بکنم، با این حساب میتونم امیدوار باشم که به جایی خواهم رسید و بقولی رستگار خواهم شد.
پ ن 2 : بیا و تسلای دلم باش.
پ ن 3 : چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست دشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟ آنا گاوالدا - من او را دوست داشتم.

تواین دنیا تنهام
For as long as you are, here on this earth I feel alive
For as long as you are, here on this earth I feel alive
شاید درست نباشه ولی خواهشا یک سری به بلاگم بزنید “بعضی چیزها باید خوانده شوند”
انسان به هر بهانه ای از تنهایی میگریزد تا به آرامش برسد تنهایی کجا پایان میپذیرد تا آرامش فرا رسد...تا بهار فرا رسد
سلام. احساس میکنم چند سال میشه که اینجا رو نخوندم. حالتون خوبه؟ یک چیزایی حس میکنم.حس خوبیه.
هر دم با عشق دمی با خداست خدایی که پلی میان من و آنکه دوستش دارم است خدایی که مددی میکند تا لحظات بمانند تا همیشه