صفحه اصلي » وبلاگ »
قبلي »
وبلاگ
« بعدي


نسخه مناسب چاپ
نسخه مناسب ذخيره
ارسال به ايميل دوستان
ارسال به ياهو مسنجر
نظرات [7]
اندازه متن: +  -


عشقی از خدا
عشق!
نه نگاه تو و حضور توست،
نه خواستن و بی تابی های من،
عشق خدای ست!
که ما را بهم وصل کرده است،
و
من و تو!
نمیدانیم تا کجایی این زندگی در کنار هم خواهیم بود،
اگر بخواهیم خدا را فراموش کنیم.


پ ن 1 : این دو تا مطلب آخر در وضعیت به ذهنم اومده که تصورش رو هم نمی تونم بکنم، با این حساب میتونم امیدوار باشم که به جایی خواهم رسید و بقولی رستگار خواهم شد.
پ ن 2 : بیا و تسلای دلم باش.
پ ن 3 : چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست دشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟ آنا گاوالدا - من او را دوست داشتم.

 
 

نظرات [7]
راضیه    چهارشنبه، ۲۰ آبان ۸۸ :: ۱۱:۰۷ بعدازظهر
تواین دنیا تنهام
Email:نمایش داده نمی شود
عروسک سنگ صبور    یکشنبه، ۱۷ آبان ۸۸ :: ۹:۰۳ صبح
For as long as you are, here on this earth I feel alive
Email:نمایش داده نمی شود
عروسک سنگ صبور    یکشنبه، ۱۷ آبان ۸۸ :: ۹:۰۰ صبح
For as long as you are, here on this earth I feel alive
Email:نمایش داده نمی شود
یک مخاطب نسبتا قدیمی    جمعه، ۱۵ آبان ۸۸ :: ۹:۱۸ بعدازظهر
شاید درست نباشه ولی خواهشا یک سری به بلاگم بزنید “بعضی چیزها باید خوانده شوند”
Email:نمایش داده نمی شود
محمد    چهارشنبه، ۱۳ آبان ۸۸ :: ۵:۵۴ بعدازظهر
انسان به هر بهانه ای از تنهایی میگریزد تا به آرامش برسد تنهایی کجا پایان میپذیرد تا آرامش فرا رسد...تا بهار فرا رسد
Email:نمایش داده نمی شود
محمد    سه شنبه، ۱۲ آبان ۸۸ :: ۴:۳۷ بعدازظهر
سلام. احساس می‌کنم چند سال میشه که اینجا رو نخوندم. حالتون خوبه؟ یک چیزایی حس می‌کنم.حس خوبیه.
Email:نمایش داده نمی شود
یک مخاطب نسبتا قدیمی    شنبه، ۹ آبان ۸۸ :: ۸:۴۵ بعدازظهر
هر دم با عشق دمی با خداست خدایی که پلی میان من و آنکه دوستش دارم است خدایی که مددی میکند تا لحظات بمانند تا همیشه
Email:نمایش داده نمی شود



اطلاعات شما ذخيره شود ؟