چکه چکه شدن تو.
این بار آمده در باب "تو" برایتان سخنرانی کنم، خب من داشتم با خودم بلند بلند فکر می کردم که "تو" از آن کلمه هایست که باید زیاد استفاده شود، اگر استفاده اش نکنی می ماند یه گوشه و پژمرده می شود، "تو" مثل گل می ماند عمرش کوتاه هست. باید در لحظه آن را چنان عمیقش کرد که جایش برای همیشه محکم شد در زندگی و قلبت، اگر توانستی در همان لحظه های اول جایش را محکم کنی که ماندگار می شود و اگر نتوانستی دیگر خودت را خسته نکن، فایده ی ندار، هر چقدر هم وقت بگذاری نمی شود که او را محکم گذاشتش وسط جمله و هی با او پز داد، "تو" یک کلمه ی هست که فقط برای خودت می ماند در عمق دلت و روحت... حالا آمدم بگویم "تو" یادم افتاد که نیستی و کلمه ها و جملات ماسید روی لبهایم.
همینطوری : پ ن اینا ندارد.
همینطوری : پ ن اینا ندارد.

امیدوارم که موفق باشی به نکته خیلی خوبی اشاره کردی
سلام سارا. این وبلاگ یکی از دوستان منه. تو رو بهش معرفی کردم. تو رو توی لینکاش اضافه کرده. من و محمد با هم به اون وبلاگ سرمی زنیم. خوشحال میشم به ما سر بزنی. دلم برات تنگ شده.
آخ از این نبودن ها ... من چند تا سوال داشتم در مورد وبلاگ ... آدرس میلمو گذاشتم براتون محبت می کنیداگه فرصتی داشتید ، راهنماییم کنید. ممنون.
بیشتر اعتبار اینجا به همون پی نوشت ایناش هست.
سلام سارای عزیز نمیدونم این چه حسیه که همیشه منو تا تووتنهاییت میکشونه منم مثل همراهان چند ساله سایتت دوستت دارم .تو رفتی تو قلبم .ومثل همه کسانی که تو قلبم جادارن برات آرزو میکنم. آرزوم اینه که خوشحال وشاد باشی .
اینا چی بود پس؟
جالب بود و خواندنی.
تو در زندگی من تاثیرات غیر قابل انکاری داشته! کلا خوبه!
یه حس خوبی بهم دست داد پیش ما هم بیا غریبه نیستیم
طعم "تو" می مونه لابلای همه حرفهای عادی که هر روز زده می شه.