صفحه اصلي » معرفی کتاب »
لیدی ال
لیدی ال کتابیست که باید هدیه گرفت و البته هدیه داد، ممنون از دوست عزیزم هما که این کتاب را بمن هدیه کرد تا بخوانمش و بخوانمش و بخوانمش. لیدی ال یکی از بهترین های رومن گاری می باشد.
شال خوشرنگ هندی را تنگ تر به دور شانه هایش کشید. شال کشمیر را دوست داشت. یا شاید بیشتر خوش داشت چیزی روی شانه هایش بکشد. اندیشید عجیب است که شانه های آدم این همه تنها و درمانده شود. سر آخر مثل اینکه مال تو نیستند و احساس می کنی که با تو بیگانه اند و کسی فراموش کرده و آنها را جا گذاشته است.
کاش می توانستم بگوی بله. دیکی. اما این عشق در خون من است. بدون آرمان نمی توانم زندگی کنم. تو که میدانی چه م یگویم. دیکی با اندوه سری جبناند : بله عزیزک نازم، می دانم. خوب بیا دیگر حرفش را نزنیم. زمان خیلی چیزها را روشن میکد بیا را راونا برویم...
شال خوشرنگ هندی را تنگ تر به دور شانه هایش کشید. شال کشمیر را دوست داشت. یا شاید بیشتر خوش داشت چیزی روی شانه هایش بکشد. اندیشید عجیب است که شانه های آدم این همه تنها و درمانده شود. سر آخر مثل اینکه مال تو نیستند و احساس می کنی که با تو بیگانه اند و کسی فراموش کرده و آنها را جا گذاشته است.
کاش می توانستم بگوی بله. دیکی. اما این عشق در خون من است. بدون آرمان نمی توانم زندگی کنم. تو که میدانی چه م یگویم. دیکی با اندوه سری جبناند : بله عزیزک نازم، می دانم. خوب بیا دیگر حرفش را نزنیم. زمان خیلی چیزها را روشن میکد بیا را راونا برویم...
نظرات [0]
