
انگار دست تو نیست همین ثانیه ها و لحظات آخر موجی شادی می ریزد در همه چیز، در هفت سینی که می چینی، در دیوار و پنجره ها و حتی در نگاه آدمها، انگار دست هیچ کسی نیست موجی از خنده روی لبهای همه می نشیند بی آنکه بدانند چرا و من دوست دارم این شادی و خنده های بی دلیل و بی بهانه ها...