صفحه اصلي » روزنوشت »
قبلي »
روزنوشت
« بعدي


نسخه مناسب چاپ
نسخه مناسب ذخيره
ارسال به ايميل دوستان
ارسال به ياهو مسنجر
اندازه متن: +  -



من یه وقتایی دلم میخواهد این بغض را ببرم جایی که کسی مرا نشناسد، کسی که از من نپرسد چرا بغض داری، ببرم جایی که با صدای بلند وقتی گریه میکنم، کسی باشد که شانه هایم را نوازش کند بدون اینکه بپرسد چرا اشک می ریزی.. من یه وقتایی دلم میخواهد بغض هایم را ببرم جای که یادی از تو در آنجا نباشد.